تبلیغات
«اریکه....................Erikeh Mohammadi» - خراش عشق مادر
«اریکه....................Erikeh Mohammadi»
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

http://up.iranblog.com/Files/22b6254b3c4548e196d9.jpg

یک روز گرم تابستان ، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت.
مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد.
مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر...

آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد.
پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد ،سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت ،

 

این زخمها را دوست دارم ، اینها خراشهای عشق مادرم هستند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 12 خرداد 1389 :: نویسنده : mohammad mohammadi


درباره وبلاگ

سلام, خوش اومدین

آدرسهای

و اینم ایمیل من Erikeh70@yahoo
مدیر وبلاگ : mohammad mohammadi
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما انریکه چطوره؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Music Myspace Comments
enrique4u.mihanblog.com Image and video hosting by TinyPicenrique4u.mihanblog.com

Enrique Iglesias-Hero