تبلیغات
«اریکه....................Erikeh Mohammadi» - love love love and love
«اریکه....................Erikeh Mohammadi»
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

برگرفته از سایت كوچولو www.kocholo.org

 

  عكسهایی رمانتیك از عاشقانه ترین لحظات تنهایی 

 

برای دیدن ادامه عكس های این مطلب، اینجا كلیك كنید

[ برای دیدن ادامه عكس ها ، اینجا و یا روی عكس كلیك كنید ]

 

 

برگرفته از سایت كوچولو www.kocholo.org

 

-----------------------------------------------------------

داستان عاشقانه و غم انگیز قرار!

 

http://up.iranblog.com/Files/6f71749bf37e4688b290.jpg

 

صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم. می‌دوید صِدام می‌کرد. آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین...

 

 

نشسته بودم رو نیم‌کتِ پارک، کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. سنگ می‌انداختم بهشان. می‌پریدند، دورتر می‌نشستند. کمی بعد دوباره برمی‌گشتند، جلوم رژه می‌رفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی‌ شدم. شاخه‌گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می‌پژمرد.
طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ‌ها.
گل را هم انداختم زمین، پاسارَش کردم. گَند زدم بهش. گل‌برگ‌هاش کَنده، پخش، لهیده شد. بعد، یقه‌ی پالتوم را دادم بالا، دست‌هام را کردم تو جیب‌هاش، راهم را کشیدم رفتم. نرسیده به درِ پارک، صِداش از پشتِ سر آمد.
صدای تندِ قدم‌هاش و صِدای نَفَس نَفَس‌هاش هم.
برنگشتم به‌ رووش. حتی برای دعوا، مُرافعه، قهر. از در خارج شدم. خیابان را به دو گذشتم. هنوز داشت پُشتم می‌آمد. صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم. می‌دوید صِدام می‌کرد.
آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پُشتَ‌م بِش بود. کلید انداختَ‌م در را باز کنم، بنشینم، بروم. برای همیشه. باز کرده نکرده، صدای بووق
- ترمزی شدید و فریاد - ناله‌ای کوتاه ریخت تو گوش‌هام - تو جانم.
تندی برگشتم. دیدمش. پخشِ خیابان شده بود. به‌روو افتاده بود جلو ماشینی که بِش زده بود و راننده‌ش هم داشت توو سرِ خودش می‌زد. سرش خورده بود روو آسفالت، پُکیده بود و خون، راه کشیده بود می‌رفت سمتِ جوویِ کنارِ خیابان.
ترس‌خورده - هول دویدم طرفش. بالا سرش ایستادم.
مبهوت.
گیج.
مَنگ.
هاج و واج نِگاش کردم.
توو دستِ چپش بسته‌ی کوچکی بود. کادو پیچ. محکم چسبیده بودش. نِگام رفت ماند روو آستینِ مانتوش که بالا شده، ساعتَ‌ش پیدا بود. چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت ساعتِ خودم را سُکید.
چهار و چهل و پنج دقیقه!
گیجْ - درب و داغانْ نِگا ساعتِ راننده‌ی بخت برگشته کردم. عدلْ چهار و پنج دقیقه بود!!

 

 

 


 

---------------------------------------------------------------

شگرفی عشق

همه می شناسیمش؛ همو که با شکوه مهرش عشق را معنایی دیگر می بخشد و قلبش وسعت بی انتهای صبر و مهربانی است و شانه های پرصلابتش مأمن مهر و صفا، و چشم های پرفروغش سرچشمه احساس و گذشت است. مادر، مهر کیشی است که با شمع وجودش به محفلمان روشنی می بخشد و با گلخند محبت اش رنگ غم را از چهره مان می زداید و تبسمی از شادمانی بر دل هایمان می نشاند و با دستان پر سخاوتش، چتری سایه گستر ساخته است تا هیچ سختی را حس نکنیم. او به را ستی تندیس همه خوبی هاست.

====================================

خبر به دورترین نقطه جهان برسد


نخواست او به من خسته بی گمان برسد


شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت


«کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد »


چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر


به راحتی کسی از راه ناگهان برسد


رها کند برود از دلت جدا باشد


به آنکه دوست تراش داشته!!! به آن برسد


رها کنی بروند تا دو پرنده شوند


خبر به دورترین نقطه جهان برسد


گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری


که هق هق تو مبادا به گوششان برسد


خدا کند که نه ...!! نفرین نمی کنم که مبادا


به او که عاشق او بودم زیان برسد


خدا کند که فقط این عشق از سرم برود


خدا کند که فقط آن زمان برسد...!!!

===============================================================

نامه ی یک پسر ۹ساله به دختر همسایه-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کاش کنارم بودی

کاش چشمان مخمورت هنوز جستجو گر چشمان من بود

کاش دستای گرمت هنوز تو دستای سردم بود

کاش کلمه ی دوستت دارم را روی لبانت جراحی نمی کردند

کاش آغوشت هنوز هم برای من بی پناه بود نه آن بیگانه خدا نشناس

کاش بینمون غریبه ای راه پیدا نمی کرد

کاش..........

کاش اون روز لعنتی اتفاق نمی افتاد

کاش تو چشمانت را به دیگری نمی فروختی

کاش روحت را اینگونه اسیر رقیبم نمی کردی

و ای کاش امیدم به این زندگی می ماندی.......

ولی افسوس.........

این یه نامه ی قدیمیه ولی خیلی قشنگه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



درباره وبلاگ

سلام, خوش اومدین

آدرسهای

و اینم ایمیل من Erikeh70@yahoo
مدیر وبلاگ : mohammad mohammadi
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما انریکه چطوره؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Music Myspace Comments
enrique4u.mihanblog.com Image and video hosting by TinyPicenrique4u.mihanblog.com

Enrique Iglesias-Hero